محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )
315
تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )
يافتهاند . [ 908 ] ايضا : جهت دوستى مجرب دانستهاند . ناخن هدهد را با ناخنهاى دست و پاى خود در ظرف سفال سوزانيده و مثل غبار ، سائيده با شراب يا شيرينى به هر كه دهند مطيع و منقاد او گردد و « ارسطو » بدون ناخنِ هدهد ذكر نموده است . و از « جعفر طوسى » منقول است كه چون موى طرفينِ عارض و ما تحت ذقن را مقراض نموده ، به آرد گندم آميخته و اطعام زنى كنند ، در محبّت او بيقرار گردد . [ 909 ] ايضا : خاك چهار راه را در ساعت سوم روز چهار شنبه بر دارند ، جهت رفع عداوت و تفريق مجرب دانستهاند و بخور حبّ المحلب ، باعث الفت خصمين است و نگاه داشتن آن با لتهايى كبود مبطل سحر است . [ 910 ] ايضا : جهت افراط محبّت ، از كتاب طلسمات عطارد نقل نمودهاند كه از لاجورد ذهبى - كه قسمى از لاجورد است - نگينى ساخته ، در اوّل ساعت روز جمعه كه قمر در ميزان باشد ، مثال زهره را در آن نقش كنند و آن ، صورت زنى است كه ايستاده باشد و در دست او سيبى و در باطنِ نگين ، اين حروف خمسه را دمد : همه لا همه . [ 911 ] ايضا : حروف خمسهء ، بل ، همه ، رخمدن ؛ ايضا حروف خمسهء راى ، مل ، همهلاهمه و بر انگشتر نحاس احمر نصب نمايند : لابس آن ، تا يك سال با هر زنى كه مباشرت كند آن زن از او دورى نجويد و آن شخص نزد جميع نسوان محبوب باشد . [ 912 ] فى البغض : منقول از كتاب طبّ روحانى : چون كوزهء خزفِ آب نديده را به موى سر زنان بخور كرده و مردان از آن آب بخورند ، آن مرد از آن به حدى نفرت نمايد كه هرگز به او نظر نكند و افشاندن سپند در خانه باعث تفرقه و بخور او رافع اين اثر است و تعليق او با پارچهء كبود ، رافع چشم بد سحر است . [ 913 ] فى اذهاب الغيرة عن النسوان : در كتاب اسرار بيان شده كه چون مغز سر خرگوش را با شراب زنى بياشامد ، غيرت او سلب شود و چون قضيب گاو را در سايه خشك نموده ، نيم مثقال را با شراب به زنى دهند ، سلب شهوت جماع او شود . [ 914 ] و به دستور ، چون قضيب گرگ را قبل از طلوع آفتاب يا بعد از غروب گرفته و در سايه خشك كنند كه آفتاب نبيند ، هر زنى كه از آن بخورد متنفر از مردان گردد و قطع خواهش از آن شود .